احتمالاً تا به حال در شبکههای اجتماعی یا اخبار تکنولوژی زیاد شنیدهاید که هوش مصنوعی سرعت انجام کارها را ۴۰ درصد بیشتر و کیفیت آنها را ۱۸ درصد بهتر میکند. این اعداد جذاب از یک آزمایش بسیار معروف بیرون آمدهاند که در تابستان ۲۰۲۳ در مجله معتبر ساینس (Science) چاپ شد. اما مشکل اینجاست که همه فقط همین دو عدد را چسبیدهاند و داستانِ اصلی و شگفتانگیزِ این تحقیق را در لابهلای اخبار فراموش کردهاند؛ داستانی که به ما میگوید مهارتهای پولساز در محیط کار در حال تغییر است و قانون بازی عوض شده است.
برای اینکه بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاده، محققانِ دانشگاه MIT تصمیم گرفتند به جای گوش دادن به ادعاهای تبلیغاتی شرکتها، یک آزمایش واقعی و علمی انجام دهند. آنها بیش از ۴۵۰ کارمند یقه سفید مثل بازاریابها، تحلیلگران و کارشناسان منابع انسانی را جمع کردند و از آنها خواستند کارهای روزمرهشان مثل نوشتن ایمیلهای حساس کاری یا گزارشهای کوتاه را انجام دهند. برای اینکه همه دل به کار بدهند، پاداش مالی هم در نظر گرفتند تا شرایط کاملاً شبیه به دنیای واقعی باشد. در مرحله اول همه روی پای خودشان بودند، اما در مرحله دوم، به نیمی از آنها اجازه دادند از چتجیپیتی (ChatGPT) استفاده کنند و نیم دیگر را دستخالی گذاشتند. در نهایت، داوران متخصص بدون اینکه بدانند کدام متن را چه کسی یا چه ماشین نوشته، به کارها نمره دادند.
نتیجه اولیه همان تیتر معروف اخبار بود: کارها هم سریعتر انجام شد و هم کیفیتشان بالا رفت، اتفاقی که در حالت عادی معمولاً با هم نمیافتد. اما کشفِ ترسناک و جذابِ ماجرا جای دیگری بود. محققان متوجه شدند که روشِ کار کردن آدمها کاملاً زیر و رو شده است. کسانی که از هوش مصنوعی استفاده میکردند، دیگر به صفحه سفید مانیتور خیره نمیشدند تا کلمات را از صفر خلق کنند؛ آنها در عوض یک پیشنویس از ماشین میگرفتند و تمام وقتشان را صرفِ ویرایش و چکشکاریِ آن میکردند. این یعنی مهارتِ «تولید متن از صفر» که تا دیروز برای خیلیها یک کابوس بود، حالا به یک کار رایگان و بیارزش تبدیل شده و در عوض، مهارتِ «ویرایش و نقد کردن» به ارزشمندترین تخصصِ جدید تبدیل شده است.
شوکِ بعدیِ این تحقیق به شکاف بین کارمندان ضعیف و قوی مربوط میشود. آمارها نشان داد که بیشترین سود و پیشرفتِ کیفی، به جیبِ کسانی رفت که در مرحله اولِ آزمایش ضعیفترین نمرهها را گرفته بودند. در مقابل، کارمندانِ قوی و دستبهقلم فقط توانستند کارشان را کمی زودتر تمام کنند و کیفیتِ کارشان تفاوتِ چشمگیری نکرد. به زبان ساده، هوش مصنوعی کفِ تواناییِ آدمها را بالا آورد و باعث شد فاصله بین یک کارمندِ معمولی و یک کارمندِ عالی به شدت کم شود.
این موضوع برای ما در ایران چه معنایی دارد؟ این اتفاق برای اکوسیستم استارتاپی و بازار کار ایران یک پیام دوپهلو دارد. از یک طرف، این یک فرصت بینظیر برای متخصصان، فریلنسرها و شرکتهای ایرانی است که میخواهند با خارج از کشور کار کنند اما زبان انگلیسیشان در سطح بومی (Native) نیست. حالا یک برنامهنویس یا مدیر محصول در تهران میتواند با کمک این ابزار، ایمیلها، گزارشها و مستنداتی بنویسد که در حد بهترین کارمندانِ شرکتهای خارجی است. اما از طرف دیگر، این یک زنگ خطر جدی برای کسانی است که تا امروز نانِ «قلمِ خوب» یا مهارتِ نامهنگاریِ معمولیشان را در شرکتهای داخلی میخوردند. مهارتی که سالها برای یادگیریاش زحمت کشیده بودید تا در شرکت متمایز باشید، حالا دیگر نایاب نیست.
جالب است بدانید که شرکتکنندگان در این آزمایش، احساسات بسیار متضادی را تجربه کردند؛ آنها از یک طرف از کارشان بیشتر لذت میبردند و احساس قدرت میکردند، و از طرف دیگر ترسِ اینکه روزی این ماشینها جایشان را بگیرند در وجودشان رخنه کرده بود. البته باید یادمان باشد که این آزمایش روی کارهای کوتاه و مستقلِ نیمساعته انجام شده و نیازی به دانشِ تخصصیِ عمیق شرکت نداشته است، پس هنوز برای اینکه بگوییم هوش مصنوعی همه را بیکار میکند زود است. اما درسِ بزرگی که باید از این تحقیق بگیریم کاملاً روشن است: دورانِ تولیدکنندههای صفرکیلومتر تمام شده؛ برای بقا در بازار کارِ جدید، باید یاد بگیرید یک ویراستار و منتقدِ بیرحم باشید.
منبع اصلی: Noy & Zhang, "Experimental evidence on the productivity effects of generative artificial intelligence" — Science, 2023 (DOI: 10.1126/science.adh2586) (آزمایش کنترلشده روی ۴۵۳ نویسنده حرفهای: زمان انجام تسک ۴۰٪ کمتر و کیفیت ۱۸٪ بهتر. این تنها عدد قابل استنادِ آکادمیک برای همان ادعای «بازدهی میرود بالا» است.)


